به خاک تربتت هر بار بگذارم جبینم را - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
به خاک بررسی از مرجع تربتت طبق کپی رایت هر بار بررسی از مرجع بگذارم طبق کپی رایت بررسی از مرجع جبینم طبق کپی رایت را درونم حس کنم انوار رب العالمینم را معاد و عدل و توحید و نبوت را تو معیاری نخواهم داد بر شک بقیه این یقینم را منِ گمراه و حیران را به راه راست آوردی ز گیسویت گرفتم
فرصتم طی شد و بیدار نشد که بشوم - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
بررسی از مرجع فرصتم طبق کپی رایت طی شد و بررسی از مرجع بیدار طبق کپی رایت نشد که بشوم آخرش لایق دیدار نشد که بشوم باعث دلخوشی ات با ورع و ترک گناه پسر فاطمه، یک بار نشد که بشوم من که یک عمر فقط مشغله ام دنیا بود سر کوی تو گرفتار نشد که بشوم شهدا اوج گ
چهل سال است در تب گریه کردم - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
چهل سال است در تب گریه کردم چهل سال است هر شب گریه کردم چهل سال است من بیدار ماندم صحیفه را نوشتم روضه خواندم چهل سال است غرق اشک و آهم شبانه روز یاد قتلگاهم چهل سال است خواب شمر دیدم به دستش خنجری
فرار می کنم آقا فقط به سوی شما - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
فرار می کنم آقا فقط به سوی شما چقدر خسته ام از دوری سبوی شما بریده از همه، جز تو مگر کسی دارد؟ به انتها شده عمرم به عشق روی شما منم که شهره به آنم که بد زمین خوردم شده است چاره ی من یک کلام، کوی شما
همیشه باب رحمت حسین می شود حسن - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
بررسی از مرجع همیشه طبق کپی رایت باب رحمت حسین می شود حسن حقیقتِ کرامت حسین می شود حسن حسین جنت نبی و مرتضی و فاطمه است چه حکمتی است، جنت حسین می شود حسن علامت ارادتم به مجتباست یاحسین ارادتم به ساحت حسین می شود حسن فنون رزم
جانم فدای آن امامی که غریب است - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
جانم فدای آن بررسی از مرجع امامی طبق کپی رایت که غریب است از سنگ قبر کوچکی هم بی نصیب است یک روضه خوان یا شاعری پیشش نمانده خاکی است قبر و زائری پیشش نمانده نان کریمی حسن را خورد تاریخ روز وداعش را ز خاطر بُرد تاریخ هفتِ صفر
به سر دارم هوای تو به دل شور و نوا دارم - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
به سر دارم هوای تو به دل شور و نوا دارم هوایی شد دل تنگم هوای کربلا دارم هوای گنبد و صحنت هوای عطر شش گوشه به سر شوق بساط روضه در پایین پا دارم شب و گریه، شب و زاری، من و هرشب عزاداری ببین اشکم شده
قل هو الله بخوان... اول و آخر حیدر - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
قل هو الله بررسی از مرجع بخوان طبق کپی رایت ... اول و آخر حیدر ظاهر و باطن دین است سراسر حیدر نه فقط بین صحابه است مُقدم شدنش هست از جمعِ رسل یک تنه برتر حیدر هر کسی منزلتی داشت به آن می نازد یک نفر بود فقط نفس پیمبر، حیدر چ
رسید موعد داغی که سخت، سوزان بود - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:39
رسید موعد داغی که سخت، بررسی از مرجع سوزان طبق کپی رایت بود غمی که در اثرش فاطمه پریشان بود رسید لحظه و ساعات آخر مردی که اوج دغدغه اش یاری فقیران بود رسید روز وداع رسول خوبی ها همان که بر همگان رحمتی فراوان بود به یاد یا اب
امام عصر نظر می کند، حواست هست؟! - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی امام عصر نظر می کند، حواست هست؟! به هر محله گذر می کند، حواست هست؟! بدون یار و غریبانه در دل صحرا عزیز فاطمه سر می کند، حواست هست؟! شبیه مادر خود، خانه خانه مردم را از انتظار خبر می کند، حواست هست؟! در انتظار من و تو نشسته، با گریه... شبِ بلند سحر می کند، حو...
محدثه، به فدای سکوت پر حرفت - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
محدثه، به فدای سکوت پر حرفت سخن بگو به علی، این همه نخور حرفت محمد جواد شیرازی
از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی از غم دوری ات ای یوسف دل، محزونم چه کنم با غم و با غصه ی روز افزونم؟! بسته شد روزنه ی نور به رویم کم کم زیر بار گنه و معصیتم، مدفونم حق من بی سر و پایی است ولی لطف کن و از سرِ سفره ات ای یار نکن بیرونم ضعف کردم سرِ بخشیده شدن تا که خدا به مناجات تو بخشید مرا...
سلام بر بدن زخمی ات پرستویم - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
سلام بر بدن زخمی ات پرستویم توان نمانده دگر در میان زانویم خودم تمام تنت را به اشک می شویم ازین به بعد غمم را به چاه می گویم هنوز باور من نیست می روی زهرا پس از تو حامی من کیست؟ می روی زهرا؟ دوباره فاطمه پلکی بزن، نگاهی کن به زینبین پریشان من، نگاهی کن بلند شو، به حسین و حسن، نگاهی کن به ناتوانی خیب...
از این زمانه جدا می شویم با گریه - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
"انا عند منکسرة قلوبهم" دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی از این زمانه جدا می شویم با گریه ز دام نفس، رها می شویم با گریه به روی خاک می افتیم از سرِ غفلت ولی دو مرتبه پا می شویم با گریه دل شکسته حریم مقدس یار است مُقربین خدا می شویم با گریه به عشق شاه نجف ما کمیل می خوانیم غریقِ نور دعا می ش...
دردهایم شده تکرار، بهم ریخته ام - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی دردهایم شده تکرار، بهم ریخته ام غم شده بر سرم آوار، بهم ریخته ام بعد از عمری، سر پیری به خودم می نگرم من کی ام؟ عبد گنهکار، بهم ریخته ام آخر سال شد و دردِ فراقت آقا شده در سینه تلمبار، بهم ریخته ام قدرِ یک سال خجالت زده ام از رویت حقم این است که بسیار بهم ری...
ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
ای که در سینه ی خود داغ فراوان داری چقدر غم به دل از محنت دوران داری همه رنجور ز یلدای فراقت هستند پیرو مست میان همه ادیان داری قصه ی غربت تو غصه شده در دل ما چقدر غصه خور از قصه ی هجران داری آرزویم شده تا سائل کویت بشوم تو کریمی، به گدای رهت احسان داری نوکرانت همه دیوانه ی رخسار تواند بس که در چهره...
سین مثل "سحر" و "سردی عفوی نایاب" - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
#امام_هادی علیه السلام سین مثل "سحر" و "سردی عفوی نایاب" سین "سجاده ی زوار" میانِ "سرداب" سین "سائل" شدن حاتم و لطف ارباب "سامرا"، "سینه زدن" تحت شعاع مهتاب برکت سال نو امسال امام هادی است بانی گردش احوال امام هادی است باز هم آیه بخوان راه به ما یاد بده راه نزدیک به درگاه به ما یاد بده عشق بازیِ سحر...
به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم - تاریخ: 1397/1/30 ساعت: 15:11
به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم به حکم عشق غلام ابوتراب شدم دوباره تشنه ی جام ابوتراب شدم منی که مست به نام ابوتراب شدم دلم خوش است به این که دو چشم تر دارم عجیب حال و هوای نجف به سر دارم چگونه پست از آن کوه آبرو گوید؟! چگونه تشنه از آن صاحب سبو گوید؟! کجاست طبع بلندی که مدح او گوید؟! همیشه شاعر او جای...
خاک زمانه بر سر سینه زن حسین - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 10:52
خاک زمانه بر سر سینه زن حسین خون مثل چشمه بود روان از تن حسین لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود حتی در آن زمان فرس دشمن حسین نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان افتاد خواه...
خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 10:52
خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب برای شیر عرب گوهری عطا کرده مقربان الهی گدای درگاهش خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده حسین آمده قنداقه را بغل گیرد خدا به خون خدا لشگری عطا کرده...

برچسب‌های مرتبط

باران گرفته است کنار نبودنت | باران گرفته است دوباره میان شعر | باران گرفته است گمانم وزیده ای | ما خدا را داریم | ما خدا را کشتیم | ما خداجویان که نقش همت | ما خدارو داریم | چرا ما خدا را نمی بینیم | چرا ما خدا را دوست داریم | چرا ما خدا را میپرستیم