چند صباحی بمان یا حسن عسکری
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
چند صباحی, بمان، یا حسن عسکری,بار مبند ای جوان، یا حسن عسکری,لحظه ی دردسرت، آمده بالاسرتمهدیِ صاحب زمان، یا حسن عسکری,شکرِ خدا در گذر، حضرت نرجس ندیددست تو در ریسمان، یا حسن عسکری,تشنه لب سامرا، ماه ربیعت
تک بیت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
کشته ی محزون کجا و کشته ی دلخون کجا؟! حضرت نرجس کجا و جعده ی ملعون کجا؟! محمد جواد شیرازی
با نور عشق دل غم ظلمت نمی کشد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی با نور عشق، دل غمِ ظلمت نمی کشدبا اهل بیت، خواری و خفت نمی کشدآزادگی است سیره ی مردان روزگارعبدِ نگارِ فاطمه، ذلت نمی کشددر فتنه ها، مریدِ حقیقیِ فاطمهدست از
سائلم مستجیر نیمه شبم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
سائلم,، مستجیر,ِ نیمه شبمدلهره دارم و به تاب و تبمتوبه ام بارها عقب افتادبس که سرگرمِ شهوت و غضبمبی ادب بودنِ مرا تو ببخشآمدم تا خودت کنی ادبمخیرِ خود را خودم نمی فهممهر چه خیر است از تو می طلبمپیر راه
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:29
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم غیر از تو را در این جهان هرگز نخواهم بیچاره ای هستم که از تو دور ماندم آقا ببین افتاده ای در عمق چاهم خوبان همه خود را کنار تو رساندند راهم بده آقای خوبم، روسیاهم آلود
گرچه میان مُلک رضا رعیتی بدم
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
گرچه میان مُلک رضا رعیتی بدم اما هنوز خیره سوی عکس گنبدم هجر حرم صدای مرا در می آورد با چشم خیس، پاره گریبانِ مشهدم دیشب شکست بغض من و در تخیلم... در صحن جامعِ رضوی اش قدم زدم با چشم خیس جامعه خوان
بی تو دل من زار شود، بی برو برگرد
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی بی تو دل من زار شود، بی برو برگرد پیش همه کس خوار شود، بی برو برگرد خورشیدی و هرکس ننشیند به شعاعت مانند شب تار شود، بی برو برگرد قلبی که نباشد ضربانش به هو
ما عاشق و دلبسته و حیران شماییم
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
ما عاشق و دلبسته و حیران شماییم تا روز ابد ریزه خور خوان شماییم عشق است غلامی ز غلامان شماییم در هر دو جهان دست به دامان شماییم ای آیت حق ، گوش به فرمان شماییم ای خاک مزارت شده آرامش دل ها احیای بقیع
از غربتت، چشمان ما را اختیاری نیست
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
از غربتت، چشمان ما را اختیاری نیست بر روی قبرِ خاکی ات، سنگ مزاری نیست کاشانه ام آباد باشد، قبر تو خاکی؟! جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست با این همه شاگرد، ماندم از چه در کوچه... در شام فتنه، عاش
به نام خالق عالم، به حق حضرت سرمد
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
به نام خالق عالم، به حق حضرت سرمد بیا که سینه ی ما پُر شد از مصیبت بی حد اگرچه قسمت این دل، همیشه بوده جدایی زبان به شکوه ندارم، هر آنچه یار بخواهد رسیده ام به ته خط، ولی برای رضایت نشد دلم به خلاصی
بنده ی کوی حسین ، از دو جهان آزادم
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
"فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم" بنده ی کوی حسین ، از دو جهان آزادم پرچم سرخ حسینی است فقط روی سرم مزه ی تربت او در دهن از میلادم راه او راه حیات است و خودش فُلک نجات متوسل به حسینند همه اجدادم
وقت دیدار با پدر، گریه
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
وقت دیدار با پدر، گریه کار ما هست بیشتر، گریه گریه گریه به پشتِ در، گریه سرِ شب تا خودِ سحر، گریه اشک، راه وصول عاشق هاست اشک، اذن دخول عاشق هاست عاصی ام، تازیانه می خواهم عفو کردی؟! نشانه می خواهم
حال خوش، در گرو فیض سحر داشتن است
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
حال خوش، در گرو فیض سحر داشتن است قرب حق، لازمه اش دیده ی تر داشتن است آی کنعانِ پر از غم شده، حق یعقوب گاه، حدّ اقل از یار خبر داشتن است امرِ معشوق رقم خورده جدایی، یعنی سهم عشاق فقط چشم به در داشت
ایوان نجف! باز دلم کرده هوایت
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
(به سبک میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست) ایوان نجف! باز دلم کرده هوایت رحمت به خلیلی که چنین کرده بنایت ای کاش کنم روبروی صحن تو سر خم مستانه به دور سر آقام بچرخم ای کعبه ی من، روی حیدر بهتر از و
بیمار می شویم، دوا لطف می کنند
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:43
بیمار می شویم، دوا لطف می کنند دلمرده می شویم، دعا لطف می کنند هر قدر هم که پشت، بر این خاندان کنیم بر ما همیشه آل عبا لطف می کنند ما غافلیم و زود فراموش می کنیم این قوم، بی صدا به گدا لطف می کنند
عینِ نور است همه روز و شب ام بنین
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:02
عینِ نور است همه روز و شب ام بنین قدر عرش است میان وجب ام بنین ترس داری پسرت نوکر خوبی نشود؟ بسپارش به کلاس ادب ام بنین پدرش پای علی دوست شدن سیلی خورد مهر مولاست عیارِ نسب ام بنین دلشان هر دو پر
وقتی دلت شکست، حدیث کسا بخوان
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:02
وقتی دلت شکست، حدیث کسا بخوان غم بر دلت نشست، حدیث کسا بخوان حبل المتین، تمسکِ بر دامن علی است تا رشته ات گسست، حدیث کسا بخوان آسان شود مقرب آل عبا شدن جبریل شاهد است، حدیث کسا بخوان روزی خلق در گر
همیشه هر شب جمعه به سینه غم دارم
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:02
همیشه هر شب جمعه به سینه غم دارم حرارتی است قدیمی که در دلم دارم اگرچه دستِ تهی دارم و گدا طبعم دلِ شکسته ی خود را که دستِ کم دارم میان نامه ی من خالی است از خوبی گناه و جرم و خطا را همه رقم دارم
فقط نه این که خمیده چنان هلال شدی
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:02
فقط نه این که خمیده چنان هلال شدی شبیه فاطمه چون سایه و خیال شدی شبانه روز فقط مرگ را طلب کردی چه شد که این همه لب تشنه ی وصال شدی؟! چه حیف! تشنه ی دیدار دخترت ماندی دچارِ غربت این دوری و ملال شدی
مهدی ام ختم تمام اوصیاء
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 20:02
مهدی ام ختم تمام اوصیاء آخرین حجت منم بر ماسوا آمدم با عشقِ حق سوی زمین بر لبم آیات قران مبین نقش جاء الحق به بازوی من است فاتح خیبر دعا گوی من است عمه ام تا که در آغوشم کشید خنده ای زد پیش بابایم