لا حبیب الا کربلا ۲ - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
سینه زنی (تک) "لاحبیب الا کربلا ، لا طبیب الا کربلا لا دواء الا کربلا ، لا شفاء الا کربلا " کسی اگه میخواد که بنده ی خدا بشه باید بیاد گدا و نوکر شما بشه آقا بیا به حق مادرت دعا بکن دلم میخواد سرم مثه سرت جدا بشه این شده تموم آبرو و ثروتم یا حس
لا حبیب الا کربلا ۳ - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
سینه زنی (تک) "لاحبیب الا کربلا ، لا طبیب الا کربلا لا دواء الا کربلا ، لا شفاء الا کربلا " هوای شهرمون با روضه ها صفا داره اگر پای تو سر بدم خدایی جا داره همش میگم تو این شبا آقا کنارمی زبس که هییتت هوای کربلا داره تو منو غلام خود بکن محرمی من ک
تا کی غریبانه در این کنعان بمانم؟! - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضیتا کی غریبانه در این کنعان بمانم؟! در انتظار دیدنت گریان بمانم تا کی منِ قحطی زده بین بیابان محروم از باریدن باران بمانم؟! خیلی زیان دیدم از این دوران هجران نگذار بیش از پیش در خسران بمانم وقتی دلت را با گ
نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم چه آمده است بر سرت؟! بلند گریه می کنم قدم قدم به روی زانویم به سویت آمدم برای دیده ی ترت بلند گریه می کنم مقابل تمام دشمنان که خنده می کنند کنار جسم اطهرت بلند گریه می کنم تو تشنه ام شدی و از تو تشنه تر شدم به تو ب
پشت و پناه خیمه برایت دلم شکست - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
پشت و پناه خیمه برایت دلم شکست از سوز بانگ أدرِک أخایت دلم شکست این ها جمال حیدری ات را نظر زدند چندین هزار تیر سویت بی خبر زدند من ماندم و مصیبت و غم آن هم این همه با چشم خیس آمده ام سوی علقمه رخت سیاه بر تن افلاک می کنم خونابه از دو چشم ترت پاک
نسیم حزن وزیده، حسین چشم تو روشن - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
نسیم حزن وزیده، حسین چشم تو روشن شرر به خیمه رسیده، حسین چشم تو روشن تو رفتی و نشنیدی که خواهرت سر گودال چقدر طعنه شنیده، حسین چشم تو روشن برای رأس تو بر نی رباب ضجه کشید و سکینه سینه دریده، حسین چشم تو روشن قسم به عصمت زهرا، کسی ز روز تولد مرا اس
برای خیر من همیشه فتح باب می کنی - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
برای خیر من همیشه فتح باب می کنی به رسم بنده پروری مرا خطاب می کنی بساط خانه ی کرم همیشه فرق می کند دعا نکرده هم مرا تو مستجاب می کنی خداشناسی من از محرمت شروع شد زمان گریه در وجودم انقلاب می کنی به ارضیان و عرشیان چقدر فخر می کنم برای نوکری مرا ک
عمر گران من سر غفلت حراج شد - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
عمر گران من سر غفلت حراج شد بازار گرم بندگی ام بی رواج شد آتش زدم به دار و ندار و جوانی ام چون حاکمی که مست ز وصل خراج شد بیماری دلم، سرِ تکرار معصیت از حد گذشت آخر و صَعبُ العلاج شد چیزی ندارم و سر خوان امام عصر دلگرمی ام همین صفت احتیاج شد شکر
هر کس که در این میکده زحمت نکشیده - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی هر کس که در این میکده زحمت نکشیده راه کجِ سِیرش به سعادت نکشیده مردم به تملق به بزرگی نرسیدند شاهیم به احسان تو، منت نکشیده خسران زده آن است که در عالم فانی با جان و دلش بار محبت نکشیده از شام سیاه دل ما
کوه اعتلا ز رفعت ام البنین گرفت - تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 11:25
کوه اعتلا ز رفعت ام البنین گرفت دریا سخا ز رحمت ام البنین گرفت خورشید اگر که واسطه ی نور عالم است نور از جمال و طلعت ام البنین گرفت روح الامین برای تقرب، به طور عرش چله برای خدمت ام البنین گرفت افتادم از نفس سرِ نفسم ولی خدا دست مرا به حرمت ام ال
سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
✅ تقدیم به نوکران و خادمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام: سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است حرف از حسین و زینب و ماه محرم است دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور می گفت: نذر خون خدا جان مادرم دم از حسین می زنم و اشک می خرم با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای با هم...
کوفه چه شد که بوی غریبی به خود گرفت - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
کوفه چه شد که بوی غریبی به خود گرفت پیمان شکست و رنگ فریبی به خود گرفت ایمان خلق، حال عجیبی به خود گرفت بال فرازشان چه نشیبی به خود گرفت این حرف تلخ، سرخط اخبار کوفه شد مسلم غریب ماند و گرفتار کوفه شد هجده هزار نامه؟! کسی محضرش نماند بعد از نماز هیچ کسی در برش نماند نفرین به هرکه آمد و پشت سرش نماند...
شعله ها بر چهره ام با خنده جا انداختند - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
شعله ها بر چهره ام با خنده جا انداختند دخترت را کعب نی ها از صدا انداختند بر نمی خیزم به پای تو، دلیلش را نپرس چند جا، پای مرا با کینه جا انداختند جای موهای سرم می سوخت اما شامیان سنگ و آتش بر سرم جای دوا انداختند بر غرور عمه ام برخورد وقتی دشمنان با تکبر پیش ما ظرف غذا انداختند خسته ام، سردرد دارم،...
راء، رفعت، راء، رحمت، راء، رضوانِ حسین - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
راء، رفعت، راء، رحمت، راء، رضوانِ حسین راء، رازق، راء، رأفت، راء، ریحانِ حسین قاف، قدر و قاف، قُدس و قاف، قُرب قلب ها قاف، قاهر، قاف، قبله، قاف، قرآن حسین یاء، یاس و یاء، یوسف، یاء، یاقوت یقین یاء، یاسین، یاء، یکتا، یاء، یزدان حسین هاء، هیبت، هاء، همت، هاء هستی، هاء، هو هاء، هامون، هاء، هیزم، هاء، ه...
وقتی که یادت نیستم، بی اعتبارم - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی وقتی که یادت نیستم، بی اعتبارم وقتی به تو ایمان ندارم، بی قرارم الحق و الانصاف کم فکر تو هستم از بس که بر این نفس وامانده دچارم شاید که از چشم تو افتادم که این طور دیگر زمان معصیت بی اختیارم یابن الحسن، با غفلتم سرمایه ام سوخت رحمی نما، آتش گرفته کوله بارم ب...
زینبم، عاشق دیرینه و سرگردانت - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
زینبم، عاشق دیرینه و سرگردانت جان خواهر به فدای دل بی سامانت آه ای خون خدا، شاه رشید علوی من نمردم که در این معرکه بی یار شوی بگذارم برَوی جام بلا نوش کنی؟! نکند زینب خود را تو فراموش کنی!!! یاد تو بوده ام و ذکر تو شد هر نفسم جان زینب شده روزی به کنارت نرسم؟ چهره ات قبله گه راز و نیازم بوده دیدن روی...
هستم از راه و چاه ها آگاه - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
هستم از راه و چاه ها آگاه پیرو راه والِ مَن والاه بنده ای عاشقم، سخن کوتاه هست نامم همیشه عبدالله فخر دارم، کریم زاده شدم پاسبان حریم، زاده شدم شور پرواز، از ازل دارم کفن خویش در بغل دارم میل برچیدن هُبَل دارم ارث از فاتح جمل دارم عمه دستم مگیر، صف شکنم یازده ساله ام ولی حسنم بین لشگر عمو اسیر شده ل...
پای درس ولی فهیم شده - تاریخ: 1396/7/5 ساعت: 19:22
پای درس ولی فهیم شده مثل بابای خود کریم شده سیزده ساله ی امام حسین چه کسی گفته که یتیم شده؟! در رکاب عموی خود عباس از دلیران این حریم شده حال، میل عسل به سر دارد کاسه ی طاقتش دو نیم شده چه کند تا عمو اجازه دهد کار جنگیدنش وخیم شده تا که او هم شود فدای حسین بوسه می زد به دست و پای حسین وسط خیمه سخت ح...
یا ایها الهادی مدد - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه پشت میخانه نشستم غرق شور و شادی ام از خراب آباد این دل در پی آبادی ام هرکسی پرسید از نام و تبار و شهرتم سینه را کردم سپر گفتم که عبدالهادی ام من نخوردم غیر این درگاه نان سفره ای دلخوشم بر استخوانی که به دستت دادی ام جرعه جرعه معرفت نوشاندی ام از ساغرت جرعه جرعه جامعه، ...
اجازه هست مرغ دل، کبوتر حرم شود - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
اجازه هست مرغ دل، کبوتر حرم شود و با فرشته های وحیِ عشق، هم قدم شود اجازه هست این کبوتر نشسته در حرم پر شکسته اش برای مدح تان قلم شود برای وصل آب و دانه نیست سر به زیری اش برای پایبوسی ات به اشتیاق خم شود در این حرم اگر که دَم شود نوای یا علی نوای یا اباالحسن نوای بازدم شود کنار خوان جامعه، دعا نمی ...

برچسب‌های مرتبط

باران گرفته است کنار نبودنت | باران گرفته است دوباره میان شعر | باران گرفته است گمانم وزیده ای | ما خدا را داریم | ما خدا را کشتیم | ما خداجویان که نقش همت | ما خدارو داریم | چرا ما خدا را نمی بینیم | چرا ما خدا را دوست داریم | چرا ما خدا را میپرستیم