یک روز ساکن نجفت می شوم علی - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
السلام علیک یا امیرالمومنین الله گویم و پس از آن بی معطلی دارم همیشه نام تو را بر لبم علی ترسی ز طعنه ها به دلش نیست شیعه ات همواره برده نام تو بر ماذنه، جلی زنگار غم به سینه ی ما هر زمان نشست این سینه شد به نام شما پاک و صیقلی راه ابوحنیفه کجا راه شیعیان یا مالکی و شافعی و راه حنبلی ما رهرو غدیر و ...
از دل مپرس، چون دل زارم شکار توست - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
از دل مپرس، چون دل زارم شکار توست از جان مگو که تشنه لب ذوالفقار توست مستان درگهت دم یاهو گرفته اند من ماندم و دو چشم تری که خمار توست باشد همیشه تو پدر خوب ها بمان اما بدان که طفل بدت شرمسار توست باید تو را قسم بدهم؟! جان فاطمه... این آخرین تلاش گدای ندار توست خیلی دلم پر است از این خلق بی وفا خیلی...
عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است سینه سپر کن ...
قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت قربان تو و لطف و مَبرات کثیرت ای حجت حق، درگذر از بنده ی زارت حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت خالی شده پیمانه ی ما "أوْفِ لَنَا الْکَیْل" ای یوسف زهرا نظری کن به فقیرت هر لحظه ی ما پر شده از عطر دعایت الحق که تو هستی همه دَم، فاطمه سیرت هر جا که رسیدیم فقط مدح تو گفتیم ...
مادرش فاطمه است بی تردید - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:13
در جواب اهانت به دستگاه عزاداری و پیرغلامان و نوکران و خادمان باعزت اباعبدالله الحسین علیه السلام:مادرش فاطمه است بی تردیدنوکر و خادم حسین و حسنعاقبت غنچه می دهد روزیبین این خانه، خار این گلشن#گریه راه تقرب دل ماست#رشد_فکری ماست #سینه_زدنقبل صحبت همیشه واجب هستفکر و اندیشه یک سر سوزنپیر مردِ غلام ای...
دلگیرم از خودم که دلم گیر یار نیست - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:29
دلگیرم از خودم که دلم گیر یار نیست اصلا برای آمدنش بی قرار نیست گیرم رسید روز وصالش چه فایده؟! وقتی که دل، به شوق وصالش دچار نیست روزی هزار بار دلش را شکسته ام این گونه زیستن، ادبِ انتظار نیست همسایه ای گرسنه و اهل محله خواب یعنی در این محله کسی سفره دار نیست؟! آخر چقدر در پی دنیا دویده ایم؟! باور ک...
از سن کودکی شده غم آشنای من - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:29
از سن کودکی شده غم آشنای من باد خزان وزیده به دولت سرای من بغض و شرر گرفته مسیر صدای من بالا گرفته کار دل و گریه های من خاک مزار من ز جفا بی نصیب نیست زائر نمانده دور حریمم، عجیب نیست مانند من امام غریبی، غریب نیست گریه کنید اهل منا در عزای من اهل زمانه غصه به قلبم رسانده اند بر روح و جان من غم و غر...
مرغ بی بال و پر غمکده ی بغدادیم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:55
مرغ بی بال و پر غمکده ی بغدادیم روضه و غصه و دردیم، غم و فریادیم قطره اشکیم که با آه رضا افتادیم سال ها با جگر پاره چنین سر دادیم: ما عزادار دل خون جوادیم همه با دل خون شده مجنون جوادیم همه عرش را غربت او یکسره غمناک کند رخت مشکی به تن پهنه ی افلاک کند گریه بر روضه ی او صاحب لولاک کند خواهری نیست که...
نمیپرسه هیچکس حال و روز من رو - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:55
دانلود سبک شعر نمیپرسه هیچکس حال و روز من رو میفهمم غریبیِ جدم حسن رو از این خونه خسته ام شده غم نصیبم زنم قاتلم شد چقدر من غریبم تو حجره نشستم رو خاک ای خدا شدم از عطش من هلاک ای خدا صدام گمشده گرچه تو هلهله انا راضی برضاک ای خدا کم کم بال و پرم میسوزه از زهر پا تا سرم میسوزه حتی چشم ترم میسوزه ای ...
کسی که از امام عصر خود خواهد وصالش را - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:55
کسی که از امام عصر خود خواهد وصالش را کسی که آرزو دارد نظاره بر جمالش را ندارد چاره ای جز این که بشناسد در این دنیا صراط مستقیمش را، حرامش را، حلالش را خیالِ معصیت، معصیت است و منتظر باید نگه دارد از اوهام خطا فکر و خیالش را تعجب می کنم از عاشقی که بهر یک لذت به آتش می کشد سرمایه ی هفتاد سالش را چگو...
ما چه می فهمیم غم را، داغ را، دل بی قراری را - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
تقدیم به همه ی مادران شهدا علی الخصوص مادران شهدای گمنام: ما چه می فهمیم غم را، داغ را، دل بی قراری را یا که شب های پر از دلگیری و چشم انتظاری را ما چه می فهمیم سوز و سردی فصل زمستان را بغض مانده در دل پاییزی و چشم بهاری را ما چه می فهمیم حال مادری که از شهید خود بین دستانش گرفته قاب عکسی یادگاری را...
نقاره - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
نقاره می زنند غمی بازگو شود اشکی بریزد و جگری شست و شو شود هر صبح و هر غروب به فرمان شاه طوس نقاره می زنند دلی زیر و رو شود محمد جواد شیرازی
بنشین کنار یار و با او گفت و گو کن - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
#جان_جانان بنشین کنار یار و با او گفت و گو کن با اشک پاکت مرقدش را شست و شو کن خیلی دل سنگم برای یار تنگ است با آبرو یادی از این بی آبرو کن محمد جواد شیرازی
عاشقی که قیمتی بالا به راه عشق داده - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
#جان_جانان عاشقی که قیمتی بالا به راه عشق داده با دلی سرشار از ایمان رسیده، صاف و ساده همچنان اشکی که پای یار افتاده ز دیده جانِ جانان، سر به پای حضرت سلطان نهاده محمد جواد شیرازی
گره کور مرا خیر توسل وا کرد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
گره کور مرا خیر توسل وا کرد مادرم گفت رضا، در دل من غوغا کرد گفته بودم که فقط کرب و بلا می خواهم آمد و تذکره را زود خودش امضا کرد محمد جواد شیرازی
کسی که وصف دینش می شود یا زینب کبری - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
کسی که وصف دینش می شود یا زینب کبری ابوفاضل قرینش می شود یا زینب کبری رکابی که بهشتش در وصال دست جانان است خط روی نگینش می شود یا زینب کبری محمد جواد شیرازی
آبرویم را سرِ این نفس، آسان می برم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی آبرویم را سرِ این نفس، آسان می برم مرگ را از خاطرم هنگام عصیان می برم تشنه ی معرفتم، این سو و آن سو می روم بهره ای اصلا از این دریای قرآن می برم؟! بنده ای حیرانم و جای کلام صاحبم از کلام دیگران بی فکر، فرمان می برم لوح دل، بی آب دیده از گنه عاری نشد اشک را ب...
چنان که مرغ دل من شود کبوتر دوست - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
✅ مخمسی تضمینی با تضمین از غزل جناب لسان الغیب حافظ شیرازی چنان که مرغ دل من شود کبوتر دوست تمام عمر نشیند کنار معبر دوست بخواند از غم هجران روی انور دوست: "صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست" بدون یار، سراپا زیان و خسرانم نشسته ام سر سجاده ندبه می خوانم فراق، حق من بی و...
در تحیر از عطایای تو حاتم می شود - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
در تحیر از عطایای تو حاتم می شود سائل درگاه تان آزاد از غم می شود تا که می بینم سرای خاکی ات را در بقیع روزی ام تا روز محشر اشک نم نم می شود من احب الله آغازش محبت بر شماست دین ما اصلا به عشق توست محکم می شود ای بساط نوکری ام درکنارت پهن پهن قد و بالایم به پیش نام تان خم می شود تا حسن گفتم تمام درد ...
هر کسی آمده از شاه و غلام و برده - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:23
هر کسی آمده از شاه و غلام و برده وسط صحن و سرای حرمت بی پرده سر تعظیم به سوی قدمت خم کرده به امیدی به خدا عرض سلام آورده... ...زائری که همه ی دار و ندارش هستی همه جا و همه ی عمر کنارش هستی مرده ام، آمده ام تا که تو جانم بدهی مثل فرش حرمت خوب تکانم بدهی راه گم کرده ام و راه نشانم بدهی به پناه آمده ام...

برچسب‌های مرتبط

باران گرفته است کنار نبودنت | باران گرفته است دوباره میان شعر | باران گرفته است گمانم وزیده ای | ما خدا را داریم | ما خدا را کشتیم | ما خداجویان که نقش همت | ما خدارو داریم | چرا ما خدا را نمی بینیم | چرا ما خدا را دوست داریم | چرا ما خدا را میپرستیم