اگر که منتظری از گناه صرف نظر کن - تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 14:49
اگر که منتظری، از گناه صرف نظر کنبیا به خاطرم از اشتباه صرف نظر کنبه یک نگاهِ حرامت دلم شکست دوبارههم از گناه و هم از آن نگاه صرف نظر کنبه خود بیا... به گناهی مرا معاوضه کردی؟!از آنچه برده تو را قعر چاه صرف نظر کنچگونه مرگِ عزیزان خویش دیدی و خوابی؟!نرو دگر به سوی پرتگاه، صرف نظر کنپناه و حاجت خود ر...
بدتر از شام غمی بین مصیبات نبود - تاریخ: 1403/5/20 ساعت: 19:13
بدتر از شام، غمی بین مصیبات نبودبین این شهر، کسی اهل مراعات نبودجگرم سوخته، بعد از سه شب و روز، حسینحق ما دیدنِ دروازه ی ساعات نبودمردها مست و زنان جامه ی نو پوشیدندشام که جای گذر کردنِ سادات نبودتا شنیدیم، فقط فحش و اهانت بودهبر لب هیچ کسی ذکرِ تحیات نبودنیزه ها را وسط قافله می آوردنددر مسیری که بج...
بعد از غمی که بین گلو استخوان شده - تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 16:49
بعد از غمی که بین گلو استخوان شدههر صحنه ای برای دلم روضه خوان شدهدر دست های خادمه ی خانه، بازهمیک ظرف آب دیدم و اشکم روان شدهبا دیدن حصیرِ کف حجره، زانویم...بین نمازِ نیمه شبم ناتوان شدهدیدم گرسنه مانده کمی شیرخواره ایقلبم پر از شراره چون آتش فشان شدهدیدارِ صنف و حجره ی غصاب های شهرخیلی غم بزرگ و ب...
محترم شدم به زیر این پرچم - تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 16:49
دانلود سبک شعر محترم شدم به زیر این پرچمخوب و بد رو باز خرید حسین درهمگرچه غرق در گناهیتنها و بی سرپناهیفرّو الی روضهفاطمه میکنه دعوتهرکسی میاد تو هیئتفرّو الی روضهسیدی مولا مولا مولاتا ابد به این آقا بدهکارمزندگیمو از امام حسین دارممیشنوی صدای قلبمهر تپش میگه منظمحسین حسین جانمکاش میشد کربلا باشمار...
میان خنده ی دشمن گرفتارم به دشواری - تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 16:49
میان خنده ی دشمن گرفتارم به دشواریکنار علقمه جان می دهی یارم به دشواریمرا انداخته داغت علمدارم به دشواریچگونه از نگاهت تیر بردارم به دشواریمیان آسمانم ماه بودی، مُنشقت کردندبه ضرب گرز سنگینی به حیدر ملحقت کردندخمیده آمد سویت، تنت را مختصر دیدمنشستم بر تن آشفته ات چون ابر باریدمچنان مصحف دو دستت را ب...
شب آخر شده و فرصت ما در گذر است - تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 4:15
شب آخر شده و فرصت ما در گذر استزینبت سخت بهم ریخته و خون جگر استبیشتر در برم ای یار مناجات بخوانچشم بر هم بزنی سوره ی فجرم، سحر استروی شاداب و رخ ماهِ برافروخته اتهمه از شوق رسیدن به وصال پدر استشده که وقت دعا باشد و یادت نکنم؟!یادت ای مونس قلبم، همه جا در نظر استچندمین بوته ی خار است که امشب کندی؟!...
رفته ام تا پرتگاه اما خدا نگذاشته - تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 4:15
رفته ام تا پرتگاه اما خدا نگذاشتهلطف او هرگز مرا بر خویش وا نگذاشتهدوست دارم عادت او را که بنده پروری استفرقی اصلا بین دارا و گدا نگذاشتهکارِ این صاحبکرم همواره دارد حکمتیبنده ای را بی جهت در تنگنا نگذاشتهشد مقرب هر کس که بعد از توبه اشعهد خود را با خدایش زیر پا نگذاشتهنیمه شب ها بی قراریم و برای عا...
کنج تنورم خواهرم زینب کجایی - تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 4:15
کنجِ تنورم، خواهرم زینب کجایی؟قطعا تو هم بر رنج و سختی مبتلاییدیدی دوتایی بوی خاکستر گرفتیمدیدی دوتایی سوختیم از این جداییکرده رخت را ارغوانی، تازیانهکرده رخم را رنگ خون، ضرب عصاییدیدم زمان غارت افتادی به زحمتاز کربلا دیدی چه کربی چه بلاییالحق که زین العابدین را حفظ کردیخواهر نشان دادی که دخت مرتضای...
زانو بغل گرفته و این بوده حسرتش - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 14:08
زانو بغل گرفته و این بوده حسرتشمولا نداده اذن برای شهادتشهر قدر گریه کرد، نکرده اجابتشتا که رسید نجمه و داد این بشارتشبرخیز و نامه ی پدرت را بده حسینرخصت بگیر زودتر از شاه عالمینبعد از مشقت و غم و بی تابی زیادقاسم به دست خط پدر کرد استنادبر روی پای کوچک خود محکم ایستادآنقدر گریه کرد که مولا اجازه دا...
نه که خود آییم ما را لطف یار آورده است - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 14:08
نه که خود آییم، ما را لطف یار آورده استرو به ما آن جلوه ی پروردگار آورده استبا دعای حضرت صاحب زمان نوکر شدیمبهر ما این نوکری ها اعتبار آورده استروزی لایَحتَسِب یعنی در اوج مشکلاتیک دعایش رحمتی دنباله دار آورده استدر سرای بی قراری، ساکن روضه شدیمرحمتش ما را به این دارُالقرار آورده استیاد او مُحی القل...
تغییر کرده انگار از تشنگی صدایش - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 14:08
تغییر کرده انگار، از تشنگی صدایششیری نخورده اصغر تا که شود قوایشدر گرمی بیابان آن قدر ضعف کردهرنگی نمانده حتی در روی دلربایشاز حال رفته انگار یا اینکه قهر کرده؟!شد بی صداتر از قبل، شش ماهه گریه هایشوقتی که چنگ می زد از تشنگی به سینهمی زد رباب با بغض بوسه به دست و پایشخیمه به خیمه می رفت با اضطراب تا...
یا للعجب چه حال عجیبی است حال من - تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 17:06
یالَلعجب چه حال عجیبی است حال مناینجا کجاست؟ دلهره دارد سؤال منگفتند کربلا و دلم ریخت بی هواحس می کنم تمام شد آخر مجال مناین ها که نخل نیست، همه تیغ و نیزه استدیدی چه بود عاقبتش، این خیال منهجده هزار نامه چه شد، وعده ها چه شد؟پس حق بده اگر شده آشفته حال مناین بوی سیب چیست که پیچیده در نسیم؟این ماجرا...
گرچه در این خرابه دگر احترام نیست - تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 17:06
گرچه در این خرابه دگر احترام نیستشکر خدا ولی خبر از ازدحام نیستبوی غذا تمام محل را گرفته استاما برای اهل نبوت طعام نیسترنگ از رخم پریده، حسابی کلافه اماز درد استخوان، نفسم بادوام نیستاز هر طرف که پا شده ام خورده ام زمیندر جسم زیر و رو شده ام انسجام نیستشب تا سحر به یاد لبت گریه کرده امکام تو چوب خور...
معرفی کانال ایتا - تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 17:06
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
خدا آورده در وصف علی آیات انسان را - تاریخ: 1403/4/9 ساعت: 12:17
خدا آورده در وصف علی آیات انسان رابه یمن او خدا نازل کند بر خلق، باران راعلی، مجد و شکوه حق، میان طور سینا بودکه شیدا کرد نور جلوه اش موسی بن عمران رانه تنها بهره ها بردند مردم از بیاناتشکه حتی رام کرده خطبه اش گرگ بیابان راعلی شمشیر بیرون از غلاف حزب توحید استبه برقِ تیغ خود عاجز نموده حزب شیطان را...
ندیدم جز علی شاهی که با ایتام جوشیده - تاریخ: 1403/4/3 ساعت: 14:16
ندیدم جز علی شاهی که با ایتام جوشیدهلباس نو به خادم داده و خود کهنه پوشیدهبرایش آیه نازل شد که مولی المتقین باشدکسی که خاتمش را در رکوع خویش بخشیدهبگو بر هر که دنبال نشانیِ خداوند استعلی اسم خدا باشد که حق او را پسندیدهاگر کشتی نوح ایمن گذشت از اوج طوفان هابدان نام علی را روی الوارش تراشیدهکسی که مر...
چه کرده بود مگر زهر با اباالهادی - تاریخ: 1403/3/21 ساعت: 15:08
چه کرده بود مگر زهر با اباالهادیکه میزد از عطشش دست و پا اباالهادیمیان حجره، پر از درد بود و شد بی تابز بس که با جگر سوخته صدا زد آبهمین که تشنگی اش در حرم مضاعف شدتسلیِ دلش آوای خنده و دف شدکسی به خواندنِ ذکری، بر او نشد تسکینکسی نخواند کنارش دو آیه از یسبها و ارزش خورشید را ندانستندزدند و هلهله کر...
قلبم کبوتر وار سویش پر کشیده - تاریخ: 1403/3/16 ساعت: 16:09
قلبم کبوتر وار سویش پر گشودهخواب از دو چشمم صوت نقاره ربودهباب الجوادش بین بن بست زمانهدرهای رحمت را به رویم وا نمودهنوشیدن یک جرعه، چای از چایخانهدر سینه ام انداخت شعری نو سرودهحتی نوای ساعتش مُحیِ القُلوب استزنگش چنان زنگار از قلبم زدودهزاغ سیاهی در حرم فهماند بر مناینجا فقط جای کبوترها نبودهمغموم...
مؤمنی که ساده و بی ادعا سر می کند - تاریخ: 1403/3/4 ساعت: 13:53
تقدیم به روح مطهر شهید سید ابرهیم رئیسی مؤمنی که ساده و بی ادعا سر می کندعطر ایمانش، جهانی را معطر می کندجای دل خوش کردنِ بر جایگاه و منصبشتکیه بر الطاف اهل بیت اطهر می کندخادمی در آستان نور، کاری ساده نیستلطف مولانا رضا آن را میسر می کندذره هم زانو زند در محضر خورشید اگررحمت خورشید، او را ذره پرور ...
ای رحمت بی انتها ای گوهر عشق - تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 12:19
ای رحمت بی انتها، ای گوهر عشقعرض سلامم خدمتت، ای خواهر عشقمثل برادر، صاحب خیر کثیریمعصومه، ای خورشیدِ ذره پرور عشقیا فاطمه، از نسل زهرایی و قطعاخالق، چشانده بر تو هم از کوثر عشقای باب حاجت، دختر باب الحوائجالگوی دخترهای مؤمن، دختر عشقصحن و سرایت، صحن کل اهل بیت استپیداست تحت قبه ات، هر مظهر عشقوجهی ...

برچسب‌های مرتبط

باران گرفته است کنار نبودنت | باران گرفته است دوباره میان شعر | باران گرفته است گمانم وزیده ای | ما خدا را داریم | ما خدا را کشتیم | ما خداجویان که نقش همت | ما خدارو داریم | چرا ما خدا را نمی بینیم | چرا ما خدا را دوست داریم | چرا ما خدا را میپرستیم