معرفی کانال

متن مرتبط با «گرچه» در سایت معرفی کانال نوشته شده است

گرچه در این خرابه دگر احترام نیست

  • نیلوبلاگ

    گرچه در این خرابه دگر احترام نیستشکر خدا ولی خبر از ازدحام نیستبوی غذا تمام محل را گرفته استاما برای اهل نبوت طعام نیسترنگ از رخم پریده، حسابی کلافه اماز درد استخوان، نفسم بادوام نیستاز هر طرف که پا شده ام خورده ام زمیندر جسم زیر و رو شده ام انسجام نیستشب تا سحر به یاد لبت گریه کرده امکام تو چوب خورد و حیاتم به کام نیستگفتم سلام... کاش یکی یادشان دهدسیلی و تازیانه جواب سلام نیستمن دختر مطهره ی آل عصمتمشأنم که درک کردن بزم حرام نیستطوری لگد زدند نمازم نشسته استدیگر توان برای قعود و قیام نیستتقصیر لکنت است، گذر کن ز دخترتمانند قبل با تو اگر همکلام نیستآماده ی سفر شده ام چون رقیه راطاقت برایِ ماندن در بین شام نیست محمد جواد شیرازی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اگرچه خسته ای از دوری اش نشو دلسرد

  • نیلوبلاگ

    اگرچه خسته ای از دوری اش، نشو دلسردامام، منتظرت مانده زودتر برگردبه زیر سایه ی جز حضرتش نرو هرگزکه بر سرت همه ی عمر، سایه اش گستردبه جز هر آن عملی که به عشق او کردیمتلاش و طاعت دیگر نداشت دستاوردامام عصر خودش با دعای نیمه شبشبه سینه ام غم عشقِ حسین را پروردچه فرصتی است مهیا که با امام زمانبه چشم های ترِ خویش می شوم همدردحسین با لب خشکش چه خطبه هایی خواندولی چه گویم ازین غم که از همه شد طردصدا زد از جگرش العطش ولیکن شمربه دست، خنجر کندی به جای آب آوردهمینکه کرد دعا زیر لب برای همهبه ضربه ی لگدی شمر پشت و رویش کردنشست بر روی سینه، دوازده ضربه...زد از قفا به گلویش، حرامیِ نامرد محمد جواد شیرازی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گرچه توحیدم اساسش از غدیر و از خم است

  • نیلوبلاگ

    دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، ولادت امام رضا علیه السلام ۱۴۰۲ گرچه توحیدم اساسش از غدیر و از خم استرزق حب اهل بیتم با امام هشتم است اتفاقی نیست این عاشق شدن، نوکر شدنعلتش از رحمت معصومه، بانوی قم است آن قدر آقاست این آقا که شد کهف الوریخواهرش هم مُستجار ماست از بس خانم است اهل بیت حضرت موسی بن جعفر از ازللطفشان آماده و در اختیار مردم است بس که از من دستگیری کرده مولایم رضابرده ام از خاطرم این بار، بار چندم است آن قدر اوصاف او را اهل معنا گفته اندلابه لای مدح هایش، شعرهای ما گم است هر کسی شد زائر صحن و سرای مشهدشبا ولایش در امان از آتش و از هیزم است هشتمین نور است در ظاهر ولیکن باطناعلت پیدایش شش روزه ی هفت انجم است نور او تابید و بر ظلمت سراسر هجمه شدآن زمانی که رسید و نور قلب ن...

    ادامه مطلب
  • گرچه ازخانه ی ما چوبه ی در سوزاندند

  • نیلوبلاگ

    گرچه از خانه ی ما چوبه ی در سوزاندند جگر خون مرا هم به شرر سوزاندند  ما ازین سوختن در چه مصائب دیدیمچه بگویم که چه از مردم یثرب دیدیم  بر لبم ذکر خدا بود که فریاد زدندسر سجاده رسیدند و سرم داد زدند  روضه ی غربت و مظلومیتم را خواندهجای این چکمه که بر روی عبایم مانده  مست ها نیمه ی شب بین حرم ریخته اندخانه ام را سر پیری چه بهم ریخته اند  فرصتی را به من آن دشمن خودکامه ندادفرصتی قدر به سر کردن عمامه نداد  نه فقط بر روی مرکب ننشاندند مراپابرهنه به سوی کوچه کشاندند مرا  با تمسخر قد چون دال مرا می دیدندپشت مرکب به زمین خوردم و می خندیدند  اهل این شهر اگرچه همه شاگرد منندجای یاری به تماشا همه بر گرد منند  گرچه خوردم به زمین، هیچ کسی سنگ نزدبه لباسی...

    ادامه مطلب
  • آیینه ام اگرچه سراسر مکسری

  • نیلوبلاگ

    خوانده شده توسط حاج آقا منصور ارضی، فاطمیه دوم۱۴۰۱، روز شهادت آیینه ام، اگرچه سراسر مکسریاما هنوز قوت زانوی حیدریمی سوزم از حرارت آهی که می کشیتبدار مرتضی شدی و بین بستریمثل لباسِ در بدنت، زار می زنمزهرا، چه آمده سرت اینقدر لاغری؟!گفتم خدا بخیر کند، خوب می شوینسبت به قبل، دیدمت انگار بدتریاز شرمِ دستِ زخمی تو آب می شومبین قنوت، نام علی را که می بریآرام تر نفس بکش و کم تکان بخوربا هر تکان، دچار عذابی مکرریدست حسن چه می کند این گوشواره ات؟!از من چه کرده ای تو نهان، زیر روسری؟!پلکت سه ماه، خواب خوشی را به خود ندیدهر شب به یاد محسنت از خواب می پریبر پشتِ دست می زنم و آه می کشمدشمن گرفت از منِ بی کس، چه همسریداری وصیتی که فقط سهم زینب استبا چشم خیس، خیره به چشمان دختریذکر حسینِ زیر لبت...

    ادامه مطلب
  • گرچه میان مُلک رضا رعیتی بدم

  • نیلوبلاگ

    گرچه میان مُلک رضا رعیتی بدم اما هنوز خیره سوی عکس گنبدم هجر حرم صدای مرا در می آورد با چشم خیس، پاره گریبانِ مشهدم دیشب شکست بغض من و در تخیلم... در صحن جامعِ رضوی اش قدم زدم با چشم خیس جامعه خوان...

    ادامه مطلب
  • گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شده

  • نیلوبلاگ

    دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شدهلطف عامت باز هم حال مرا شامل شدهلابه لای بندگان خوبت ای رب کریمبنده ای درمانده در مهمانی ات داخل شدهمن همان عبد پشیمانم که عمری می شوددر میان خواب جهل از محضرت غافل شدهشرّ من از این طرف هرچه به سویت شد بلندخیر تو از آن طرف سو...

    ادامه مطلب