
کنجِ تنورم، خواهرم زینب کجایی؟قطعا تو هم بر رنج و سختی مبتلاییدیدی دوتایی بوی خاکستر گرفتیمدیدی دوتایی سوختیم از این جداییکرده رخت را ارغوانی، تازیانهکرده رخم را رنگ خون، ضرب عصاییدیدم زمان غارت افتادی به زحمتاز کربلا دیدی چه کربی چه بلاییالحق که زین العابدین را حفظ کردیخواهر نشان دادی که دخت مرتضاییدر وجه مادر بودی اما با قد خم...بیش از گذشته جلوه ی خیرالنساییخیرش دهد حق همسر خولی رسیدهتا که سرم را بخشد از گرما رهاییخواهر ندیدی مادر آمد، با حضورشپر شد کنارم عطر یاسِ جان فزاییروضه به پا کرده برایم کنج حجرهاشکش شده بر زخم لب هایم دواییمریم، خدیجه، آسیه جمعند این جاخالی است جایت بین این محفل، کجایی؟!غصه نخور جسمم اگر که بی کفن ماندشاید مهیا شد برایم بوریاییدلتنگ صوتم هستی و از روی نیزهمی خوان...
ادامه مطلب