معرفی کانال

متن مرتبط با «بوده» در سایت معرفی کانال نوشته شده است

زانو بغل گرفته و این بوده حسرتش

  • نیلوبلاگ

    زانو بغل گرفته و این بوده حسرتشمولا نداده اذن برای شهادتشهر قدر گریه کرد، نکرده اجابتشتا که رسید نجمه و داد این بشارتشبرخیز و نامه ی پدرت را بده حسینرخصت بگیر زودتر از شاه عالمینبعد از مشقت و غم و بی تابی زیادقاسم به دست خط پدر کرد استنادبر روی پای کوچک خود محکم ایستادآنقدر گریه کرد که مولا اجازه دادمی دید نجمه از حرمش با دو چشم ترغش کرده اند هر دو در آغوش یکدگرآمد همان زمان که به قلبی جریحه داربوده همیشه منتظرش، سیزده بهاربسته نقاب بر رخش آن ماه آشکاربی جوشن و زره شده راهی کارزارطوری به جنگ، کشته گرفت از یزیدیانشد خاطرات رزم حسن در جمل عیانذکر حسن حسن به رجز یک نشانه بوددلتنگ بود و جنگ برایش بهانه بودمثل پدر غمش غم یک تازیانه بودرزمش میان کرب و بلا حیدرانه بودازرق چقدر وضعیتش دردناک شدبعد ا...

    ادامه مطلب