
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۹ ماه رمضان ۱۴۰۱ آخر ماه آمده، شرمنده و زارم هنوزآه... بر این نفس وامانده گرفتارم هنوزبارِ بد جز صاحبش خواهان ندارد ای خدامانده روی دست من سرمایه و بارم هنوزسائلان شهر هم خوابند این ساعات شبآنقدر درمانده ام از خویش، بیدارم هنوزشرمسارم از اباصالح امام عصر خودچون نکرده ذره ای تغییر، رفتارم هنوزبندگانت توبه کردند و همه برگشته اندسر به زیر انداختم از بس گنهکارم هنوزهرچه می خواهی بخوان اما نخوان بی صاحبمهرچه هم باشم پدر دارم، علی دارم هنوزسیدی دلتنگ ایوانِ طلای حیدرمدر نجف مانده دل مجنون و بیمارم هنوزخورده بر کارم گره، از کربلا جا مانده امهرچه کردم وا نشد این عقده از کارم هنوزاز شروع ماه، گریان وداعش بوده امشد تمام این ماه رحمت، سخت می بارم هنوزیاد ...
ادامه مطلب
هر کسی آمده از شاه و غلام و برده وسط صحن و سرای حرمت بی پرده سر تعظیم به سوی قدمت خم کرده به امیدی به خدا عرض سلام آورده... ...زائری که همه ی دار و ندارش هستی همه جا و همه ی عمر کنارش هستی مرده ام، آمده ام تا که تو جانم بدهی مثل فرش حرمت خوب تکانم بدهی راه گم کرده ام و راه نشانم بدهی به پناه آمده ام تا که امانم بدهی اشتباهات مرا حُسن عمل می گیری مهربانی و مرا زود بغل می گیری عالم آل محمد شدنت را عشق است در شفاخانه زبانزد شدنت را عشق است این همه رحمت ممتد شدنت را عشق است شمس تابنده ی مشهد شدنت را عشق است آمده سائل درمانده ز هر سو آقا خواستی تا نشوی ضامن آهو آقا عرشیان خاک تو را نقش به رخس...
ادامه مطلب